بازهم دریا ,باز هم سبزی درختی خزه بسته ,ساعات متوالی چرخیدن چرخ های فرسوده ,ترافیک و برف و هزار چیز دیگه
هوای همیشه گرفته ی شمال
بالاخره مسافرت تموم شد و من موندم و دلتنگی ای به وسعت نمی دونم چی
بدجوری پکرم بدجوری شاکی ام اعصاب ندارم
دلم بازم دریا میخواد بازم جنگل میخواد
بازم فواد میخواد با حرف زدن هاش
دلم کسی میخواد که... لعنت
چه زود دیر میشه چه زود همه چی تموم میشه
خُب قر هام رو زدم الآن همه چیز خوبه
ولی هنوز دلم دریا میخواد,جنگل میخواد